حتی
از پشت این گوشی
صدای تو همچنان سکوت است
ولی من آن را مقدس می دانم
چرا که لمس نفس هایت
برایم لذت بخش است
هنوز
....
اینو تو یه وبلاگ خوندم ..
یادش به خیر..وقتی با هم حرف میزدیم...واقعا صدات آرومم میکرد!..دلم کلی برای صدات تنگ شده
البته میدونم صدای من زیاد ارامش بخش نبود چون هم تند تند حرف میزنم هم جیغ جیغو ام!خودتم که میگی جیغوووووووووو!
چه قد این چند روزی یه جوری داره میگذره...همه از قیافم فهمیدن یه خبری هست!
دیروز سر کلاس مصالح یکی از دوستام اس داده بود..
میخوای گریه کنی بکنا...فیگور صورتت کاملا تابلو ه
+دیشب داشتم به جنون می رسیدم....داشتم از غصه میمردم....قلبم درد گرفته بود!کاش این تصمیمو نمیگرفتم...اما با این حال هنوز سر حرفم هستم!
+تا ۵ شنبه منو یادت نره...دیووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه میشم
سلام
میدونم سخته
اما سعی کن زیاد به خودت سخت نگیری ..به هر حال زندگی در گذره!
سخت بود؟!


فنا شدم
ولی الان اوضاع رو به راه
salam ejghaaaaaaaaaam

begoo afarin 2khtare khooooooob
inja dge fek konam rahataaaaaaaaaaaaam
manzooram vase coment gozashtaneeeeeee
do0shet daram havar havaaaaaaaar
rasti bahat ghahr konam nagofti sharjeto az ki gereftiiiiiiiiiiiiii?
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام



کامی!

گوگولی مگولی؟!؟!؟
بله اینجا تا حدی به دور از هر کسی از اشناها هستم!
منم!
من که گفتم!
قدیما یکم تعهد و غیرت بود.
الان نیست!هیچکدومش!